نگهداری سیلوهای فلزی


تعميرات و نگهداري سيلوهاي فلزي

بازديدهاي برنامه‌ريزي شده و روشهاي بارگيري و تخليه مناسب مي‌تواند سالها به طول عمر سيلوهاي شما بيفزايد.

سيلوهاي فلزي از سال 1900 براي نگهداري غلات بكار مي‌روند و در صنعت غلات به علت طول عمر معروف هستند. اما حتي فلزات خيلي قوي و محكم نيز اگر صحيح نگهداري نشوند قدرت خود را از دست داده و فرسوده خواهند شد.

اصلي‌ترين علت خرابي سيلوهاي فلزي عدم نگهداري صحيح آنها مي‌باشد. سيلوهاي فلزي پوسته فلزي باريكي هستند كه براي حفظ شكل و ساختار آنها نياز به بارگذاري يكنواخت روي ديواره‌هاي جانبي مي‌باشد. چون روي ديوارها و كف سيلو هزارها پوند نيرو وارد مي‌شود. طراحي و نگهداري صحيح فونداسيون يكي از اساسي‌ترين نكات مي‌باشد.

انجام تعميرات برنامه‌ريزي شده:

در انجام تعميرات برنامه‌ريزي شده اولين نقطه‌اي كه بايد بررسي شود فونداسيون سيلو مي‌باشد. فونداسيون بايد به اندازه كافي قوي باشد تا بتواند بار غلات را تحمل كرده و در زمان خالي بردن در مقابل بادهاي شديد از واژگون شدن سيلو جلوگيري نمايد. لذا فونداسيون بايد عاري از هرگونه ناصافي و تركهاي بزرگ و بتن شكسته شده و يا انكربولتهاي شل باشد. بايد بين سيلو و فونداسيون را با      مناسبي آب‌بندي نماييم.

در بررسي و نگهداري سيلوها بايد به استيفنرهاي كج شده، ورقهاي بدنه شكم داده شده، پيچ و مهره‌هاي گم شده و خراب و قيافه ظاهري سيلوها كه غير نرمال بايد دقت نمود.

حتي ممكن است به نظر برسد كه سيلو در بعضي از فواصل به سمتي كج شده است. اگر هر كدام از علامات فوق ظاهر شود كل ساختار و يكپارچگي بدنه سيلو بايد مورد بررسي دقيق قرار گيرد. در نظر داشته باشيد كه شكم‌هاي كوچكي ممكن است در بعضي از ورقها مشاهده گردد كه خيلي مهم نيستند ولي شكم‌ها و تورمهاي بزرگ مخصوصاً در وسط ورقهاي بدنه خطر مچاله شدن ورق و آسيب جدي به سيلو را گوشزد مي‌كنند.

در بيشتر حالتها مي‌توان مقدار از غله را از سيلو تخليه كرد تا از فشار روي بدنه سيلو كاسته شود. اما بايد دقت كنيد كه همانطور كه غله از سيلو بيرون مي‌آيد بار و فشار روي ديوارهاي جانبي تقريباً به مقدار 10% افزايش مي‌يابد. اگر ورق بدنه و استيفنر باد كرده و كج شده در سيلو موجود باشد تخليه غله از سيلو ممكن است مشكل بزرگتري را ايجاد نمايد.

اگر موجهاي سيلو شروع به تغيير شكل دادن بكند غله داخل سيلو را بدون تماس با سازنده و يا يك شخص حرفه‌اي كه مي‌تواند كمك مناسبي نمايد تخليه نكنيد. استفاده از روش معمولي جهت تخليه ممكن است كل بدنه سيلو خرابي فجيع ايجاد نمايد.

از نزديك هر گونه سوراخ و دريچه‌اي را كه در بدنه وجود دارد مورد بررسي قرار دهيد. بيشتر سيلوها در بدنه خود داراي يك دريچه بازديد مي‌باشند، اما اين دريچه بايد به خوبي در مقابل تنش‌هاي دايره‌اي و مماسي محافظت و حمايت گردد. در بيشتر دربها از بازوهاي آهني جهت حمايت بيشتر استفاده مي‌شود . اين بازو ممكن است يك بخش داخلي از خود درب باشد. مانند دربهاي مخصوص يا ميله‌هاي فولادي متحرك ساير دريچه‌ها ممكن است براي آبراه و يا در سيلوهاي بزرگ دريچه‌ها به اندازه‌اي بزرگ باشند كه لودر مي‌تواند از آن به داخل سيلو برود. اگر هرگونه كجي و تورم در اين مناطق مشاهده گرديد ضروري مي‌باشد كه فشار روي اين بخش را كاسته و عمليات بازسازي انجام گردد. اگر سيلو خالي باشد از سفت و محكم بودن همه پيچها و درستي چفت و بست‌ها اطمينان حاصل كرده و سپس سيلو را پر كنيد.

وقتيكه از نوك سقف سيلو به آن نگاه مي‌كنيد بايد سقف سيلو به صورت همگن و يكسان به اطراف سيلو نصب شده باشد. مقاومت يك سيلوي خالي در مقابل بادهاي شديد به مقدار زيادي كاهش مي‌يابد اگر سيلو به صورت استوانه‌ كامل و مقطع دايره‌ كامل نداشته باشد.

اگر وقتيكه از سقف به سيلو نگاه مي‌كنيد به نظر بيايد سقف سيلو از دو طرف بيشتر به سمت بيرون فشار مي‌آورد، نشان مي‌دهد كه سيلو دايره و استوانه كامل نيست. ممكن است بستهاي نگهدارنده سقف در جاي خود نباشند، بايد عمليات تصحيح و اصلاح جهت استوانه كردن مجدد سيلو انجام شود.

نردبان نيز بايد از نظر شل بودن پيچها و زنگ زدگي مورد بررسي و بازرسي قرار گيرد. بيشتر اوقات زنگ‌زدگي  از داخل لوله‌هاي نردبان به سمت بيرون شروع مي‌شود و بايد تعويض شوند همچنين از نصب صحيح نرده‌هاي محافظ روي راهروها مطمئن شويد.

زنگ روي سقف سيلوها را ارزيابي نماييد چون اغلب سقف اولين نقطه از سيلو مي‌باشد كه شروع به زنگ زدن مي‌كند. بيشتر اوقات اين اتفاق مي‌افتد زيرا گرد و غبار و پوسته‌هاي غلات روي سقف سيلو مي‌نشينند. راهروهاي روي سقف سيلو و سقف سيلو به دليل باران و برف هميشه در معرض زنگ زدگي مي‌باشند و گاهاً آب باران به داخل سيلو چكه مي‌كند.زنگ زدگي يكي از بزرگترين دشمنان سيلو و فلز مي‌باشد اگر زنگ‌زدگي شروع شده باشد شما بايد آن را با فرچه بزنيد و بتراشيد و يا سند بلاست نماييد و بعد از تميز كردن زنگ‌زدگي آن را رنگ نماييد. براي سالها فقط رنگهاي پايه به اين منظور بكار برده مي‌شد ولي امروزه رنگهاي زيادي با كيفيت خوب براي اينكار وجود دارد. مي‌توانيد از سيلوسازان و يا نقاشان حرفه‌اي بپرسيد و بهترين گزينه را براي منطقه و مورد خود انتخاب نماييد.

اگر زنگ‌زدگي سقف شديد باشد و براي سالهاي متمادي انباشته شده باشد بهتر است سقف را كاملاً تعويض نماييد. سازنده‌هاي سيلو و يا مهندسين حرفه‌اي سازه مي‌توانند به شما در اين زمينه كمك نمايند.

وقتيكه سيلو خالي مي‌باشد داخل سيلو را مورد بررسي قرار دهيد. تمام موارد ايمني را قبل از ورود به سيلو انجام دهيد. يكي از مهمترين موارد بررسي وجود غله فاسد و كپك زده و چسبيده به روي ديواره‌ها و كف سيلو مي‌باشد. اگر اين اتفاق افتاده باشد احتمالاً زير اين غله فاسد فلز شروع به زنگ زدگي مي‌نمايد. اگر زنگ‌زدگي سطحي باشد مي‌توانيد با پاك كردن كامل آن مجدداً منطقه مورد نظر را رنگ نماييد. ولي اگر زنگ‌زدگي عمقي باشد شما بايد مقدار فرسودگي را اندازه زده و قطر فلز سالم باقيمانده را اندازه‌گيري نماييد. اگر فلز باقيمانده ناچيز باشد شما بايد ورق مورد نظر را تعويض نماييد.

در بازديدهاي داخل سيلو سيل و آب‌بندي زير سيلو را چك كنيد. اگر هرگونه اثر نفوذ آب به داخل سيلو را مشاهده كرديد منطقه را پاك كنيد و سيل و آب‌بندي جديدي را نصب نماييد. آب‌بند بسته به نوع آن مي‌تواند در داخل و يا خارج سيلو نصب گردد.

اگر استيفنرها داخل سيلو نصب شده باشند هرگونه كجي و انحراف، نصب نامناسب ، زنگ زدگي و ساير موارد غير نرمال در آنها بايد مورد بررسي دقيق قرار بگيرد. همچنين در چفت و بست استيفنرها به بتن بيشتر دقت نماييد . اگر هرگونه ايرادي در اين منطقه باشد قبل از پر كردن سيلو آنرا برطرف نماييد.

 

پر كردن و خالي كردن سيلوها

بازديد و بازرسي مناسب و تعميرات به موقع مي‌تواند از آسيب به سيلو جلوگيري نمايد. ولي پر كردن و خالي كردن مناسب سيلوها بسيار اهميت دارد. زيرا بدنه سيلوها ورقهاي باريك هستند كه در مقابل فشارهاي دايره‌اي و يكنواخت ساختار خود را حفظ مي‌كنند. لذا ضروري است كه سيلوها از مركز پر و خالي شوند.

در زمان پر كردن سيلو، غله بايد از بالا به مركز سيلو ريخته شده و به اطراف حركت نمايد. بسته به زاويه حركت غله در اين صورت فشار يكنواخت به اطراف بدنه سيلو وارد مي‌شود. اگر اين روش پر كردن رعايت نشود سيلو از حالت استوانه خارج شده و صدمه‌هاي جدي مي‌بيند.

همچنين بايد خروجي و دريچه مركزي سيلو جهت تخليه غله تا زماني كه غله تحت وزن خود حركت مي‌كند بكار رود. به صورت نرمال اين حركت تا يك متري كف سيلو وجود دارد و غله به راحتي جريان خواهد داشت. اگر دريچه مركزي سيلو بسته و مسدود شده باشد دريچه كمكي كه در 25 تا 30 درصدي شعاع سيلو از مركز قرار دارد بايد جهت تخليه باز گردد. براي مثال اگر قطر يك سيلو 18 متر باشد شعاع آن 9 متر خواهد بود و اين دريچه كمكي در 7/2 متري از مركز قرار دارد.

هر گز قبل از رسيدن گندم و هر غله ديگر به كف سيلو از دريچه كمكي خارج از اين شعاع براي تخليه گندم استفاده نكنيد. انجام اين عمل حتماً صدمه جدي به بدنه سيلوي شما وارد خواهد كرد. تخليه غله از دريچه نزديك ديواره سيلو فشار استوانه‌اي يكنواختي به بدنه سيلو وارد كرده و باعث مي‌شود بدنه سيلو از 3/1 و يا 2/1 از سقف كج و منحرف شود. بايد گفت فقط تخليه چندين تن غله به اين روش مي‌تواند صدمه جدي به بدنه سيلو وارد آورد.

اگر شما مجبور هستيد از ديواره سيلو غله را داخل كاميون و يا قطار تخليه نماييد شما بايد از يك سيستم تخليه مناسب استفاده كرده و قبل از پر كردن مجدد حتماً از مركز سيلو مقداري از غله را از سيلو تخليه نماييد تا مجدداً توزيع غله داخل سيلو يكنواخت گردد.

اگر اين عمل را انجام ندهيد ممكن است سيلوي شما از حالت دايره و استوانه خارج شود. هر چه غله بيشتري از لوله ديواره سيلو تخليه شود باعث فشار ناخواسته به بدنه سيلو شده و بدنه سيلو را تخم‌مرغي مي‌نمايد. پر كردن مجدد سيلو بدون برطرف كردن اين فشار ناخواسته اين مسئله و مشكل را حادتر مي‌نمايد. پر و خالي كردن متعدد سيلو به اين روش بدون برطرف كردن اين فشار ناخواسته سيلو را بيشتر از حالت استوانه خارج كرده و كاملاً تخم‌مرغي مي‌نمايد كه مي‌تواند به سيلو و اتصالات سقف آن صدمه جدي وارد نمايد.

طبق يك برنامه مشخص بايد از بدنه و سقف سيلوها بازرسي ودقيق به عمل آيد . هر زمان كه در كنار سيلو راه مي‌رويد بايد به دقت به سيلو نگاه كنيد و هر چيز غير عادي در بدنه سيلو را بازرسي نماييد. همچنين بازرسي رسمي برنامه‌ريزي شده نيز بايد داشته باشيد. اين برنامه بسته به نوع مديريت شما دارد. مي‌تواند هر سال يكبار و يا هر دفعه كه سيلو پر و كاملاً خالي مي‌شود انجام گردد.

بهتر است يك چك ليست تهيه شود تا از انجام دقيق بازرسي در هردوره اطمينان حاصل گردد . يك چك ليست نمونه در اينجا وجود دارد كه مي‌تواند راهنماي خوبي براي شما جهت تهيه چك ليست نهايي باشد.

استفاده بهينه از سيلو و نگهداري مناسب آن طول عمر اين سيلوهاي فلزي را افزايش مي‌دهد.

   

چك ليست بازرسي و نگهداري سيلوهاي فلزي

بتن

 

 - ترك روي ديواره‌هاي بتني

 - سطح غير يكنواخت

 - آب‌بندي مناسب بين سيلو وفونداسيون

 - ارتباط مناسب استيفنر و ديواره‌هاي سيلو و فونداسيون

 

چك ديواره‌ها

 

 - پيچهاي بدنه ( كسري و زنگ‌‌زدگي )

 - استيفنرهاي كج شده

 - ورقهاي شكم داده شده

 - ورقهاي تغيير شكل داده شده

 - زنگ‌زدگي بدنه

 - شرايط نردبانها و زنگ‌زدگي آنها

 

چك سقف سيلوها

 

 - زنگ‌زدگي سقف

 - ارتباط سقف با ديواره‌ها

 - ورودي سيلوها

 - قطعات سقف سيلوها

 - ارتباط كابل سنسورهاي دما و كاركرد مناسب آنها

 

داخل سيلو

 

 - وجود زنگ‌زدگي در ديواره‌ها

 - وجود غلات فاسد و كپك زده روي ديواره‌ها

 - پوشش سيستم هوادهي و خروجي غله از سيلو

انفجار در کارخانه آرد

 

ممانعت از انفجار در كارخانجات آرد و سيلوها به علت گرد و غبار

 

راهنمايي عملي براي جلوگيري از انفجارهاي وحشتناك در تأسيسات غلات :

                بخش يكم :                      

 

دستورالعملهاي Atex در اتحاديه اروپا و نظام نامة مواد خطرناك و محيط هاي قابل انفجار در انگلستان ‘                    DSEAR 2002 ( Dngerous Substances And Explosive Atmosphere Regulations )  كارگراني را كه بصورت بالقوه در محيطهايي با ريسك انفجار بالا كار مي كنند را تعيين كرده است و نظامنامة كارخانجات ‘ تأمين كننده ها ‘ صاحبان و كاربرهاي تجهيزات را براي اجراي دستورات ملزم نموده است .

كاربرها و صاحبان تجهيزات  بايد :

1)       بخشهاي مختلف را از نظر احتمال انفجار دسته بندي كنند .

2)      تعيين عملياتي كه باعث ايجاد خطر ميشوند .

3)      ريسكهاي مربوط به كار با مواد خطرناك را تعيين كنند .

4)      ريسكها را تا حد معقول كم يا حذف كنند .

5)      تجهيزات و روشهاي مقابله با حوادث و شرايط اضطراري را تهيه كنند .

6)      اطلاعات مورد نياز را تهيه كرده و كاركنان خود را آموزش دهند .

اين دستورالعملها براي كارخانجات موجود و تازه ساخته شده تا تاريخ 30جون 2006 در اروپا برقرار بوده است . ساير كشورها دستورالعملهاي خود را براي مقابله با انفجارات بالقوه بر پايه گرد و غبار دارند .

 

                ارزيابي و تخمين ريسك

               

ميليونها تُن از غلات ساليانه در جهان فراوري ميشود . ممكن است بگويند انفجار بر پاية گرد و غبار نسبتاً كم ميباشد ‘ مهذا از سال 1995 تا 2005 در آمريكا در بخش كشاورزي حدود 106 انفجار بر پاية گرد و غبار بوده كه 16 تَن كشته و 126 نفر زخمي و تقريباً 162 ميليون دلار به سيلوهاي ذخيره سازي و ماشين آلات فراوري خسارت وارد كرده است كه علاوه بر نتايج مصيبت بارِ لحظه ايِ اين حوادث ‘ توانايي توليد نيز متوقف شده و مسائل قانوني و قضايي وجه شركت را در بين مشتريان خراب مي كند .   

                بدون شك انفجارها و آتش سوزيهاي زيادي در سراسر جهان وجود داشته كه گزارش نشده است .

                عموماً وقتيكه يك كارخانه يا مجموعه اي در سالهاي متمادي بدون مشكل آتش سوزي و انفجار كار ميكند ‘ اشتباهاً تصور ميشود كه آن مجموعه ايمن ميباشد ‘ در صورتيكه اين مسأله نشان دهنده عملكرد صحيح تجهيزات نميباشد . تخمين مقدار ريسك انفجار در اثر گرد و غبار و آتش سوزي اهميت زيادي داشته و نقطه شروع مديريت مجموعه ميباشد .

                با ارزيابي مقدار ريسك در بخشهاي مختلف مجموعه ‘ مديريت به نقاطي كه به توجه بيشتري از نظر ايمني نياز دارند آگاهي پيدا كي كند . و اين يك امر فوق العاده با ارزش براي مديريت ايمني و كنترل هزينه ها و پيشرفت مداوم ميباشد.

ارزيابي ريسك بهتر است توسط شخصي لايق و آموزش ديده مديريت و رهبري شود . بسياري از شركتها براي اين منظور فرد متخصصي را از بيرون جهت اين امر گزينش مي نمايند .كارمندان ‘ كاركنان و مهندسين شركت بايد در يك گروه و تيم در كنار فرد متخصص همكاري داشته باشند .

                هدف از ارزيابيِ ريسك ‘ تعيين و معرفي ريسكها به كاركنان و كارمندان مجموعه ميباشد كه بوسيله راههاي زير قابل تشخيص  ميباشد :

1)       مشخصات بخشها و فرآيند توليد در جايي كه امكان انفجار وجود دارد .

2)      مشخصات منابع آتشگيري و احتراق ‘ زيراين منابع ميتوانند دامنه انفجار و اشتعال را گسترش دهند .

3)      پايه گذاري كردن احتمال يك انفجار .

4)      اقدامات پيشگيرانة كافي براي كاهش اثرات انفجار .

در مجتمع هاي بزرگ و كارخانجات قديمي ارزيابي ريسك ممكن است غير قابل انجام و سخت بنظر برسد و براي مديريت زمانبر باشد . لذا بهتر است ابتدا مديريت پروسه توليد را به بخشهاي مختلف و جدا تقسيم نمايد .بعنوان مثال يك كارخانه آرد را ميتوان به بخشهاي زير تقسيم بندي كرد :

1)        كته گندم و محل دريافت غلات

2)       سيلوهاي ذخيره گندم

3)       بوجاري غلات

4)       آسياب غلات

5)       انبار محصول نهايي

6)       بارگيري محصول نهايي

7)       انبار محصولات جانبي

8)      بارگيري محصولات جانبي

بعلاوه كليه منابع بالقوه آتش سوزي را تعيين كرده و تحت كنترل درآوريد .اين منابع ممكن است شامل شعله هاي آتش ‘ سطوح داغ ‘مواد سوختني ‘ جوشكاري يا برشكاري ‘ جرقه هاي الكتريكي و تخليه الكترو استاتيك باشد .

 

سيستمها و روشها ( سيستمها و دستورالعملها )

                مسائل اضطراري و تخليه كارخانه و يا مجتمع براي مقابله با آتش سوزي و انفجار انجام ميگردد .همهكارگران و كارمندان بايد بدانند كه چگونه در حالت هاي اضطراري عمل نمايند .كارخانه بايد بصورت برنامه ريزي شده مورد بازبيني قرار بگيرد . كارهاي گرم مانند جوشكاري و دريل كاري بهتر است منع گردد ‘ بجز در جايي كه اجازه كارهاي گرم داده شده باشد . اين مكان را بايد شخصي كه در اين زمينه اطلاعات كافي دارد را مشخص كند و در حين كار و بعد از كار مكان و عمليات انجام شده را از نظر ايمني بازرسي و تأييد نمايد . پيمانكاران و بازديد كنندگان را بايد از خطرات انفجار و شرايط اضطراريِ محيط آماده كرد .براي اين منظور ميتوان قبل از شروع كار از نمايش فيلم و يا آموزش سريع استفاده كرد .

                زمان ‘ محل و روش كار پيمانكاران در مجتمع بايد تحت نظارت و كنترل باشد . ابزارها و تجهيزات نبايد بصورت بالقوة آتشزا باشند .كه اين مسئله شامل وسايل برقي قابل حمل و ابزارهاي توليد انرژي و موبايل نيز ميباشد .

                تعميرات مؤثر يك مجتمع براي ايمني و كنترل انفجار و آتش سوزي ضروري ميباشد.توجه ويژه اي بايد به ماشين آلات و قطعات محافظ مانند : سنسورهاي دماي بلبرينگها ،سنسورهاي جانبي الواتورها و دو راهي ها از نظر كاركردِ صحيح داشته باشيد .و بصورت برنامه ريزي شده عملكرد آنها راتست كنيد. همچنين سيستم اتوماسيون كارخانه نقش مهمي را بازي ميكند. در طي توالي صحيح و ارتباط بين ماشين آلات ميتوان احتمال انفجار و آتش سوزي را به حداقل رساند.استپ اضطراري و توقف پروسة توليد در لحظات خطرناك مانند انفجار و آتش سوزي خيلي مهم است.

                بصورت مرتب كارخانه و بخشهاي مختلف توليد بايد تميز و از گردو غبار پاك گردد تا از انفجار احتمالي جلوگيري شود. لايه هاي گرد و غبار ميتواند آتش بگيرد و يا بصورت ابر گرد و خاك باعث انفجار شود. مناطقي از كارخانه كه دور از چشم ميباشند مانند : بالاي ستونها ،تيرها و كنجهاي دور از دسترس ميتواند محل تجمع گرد و خاك خشك گردد كه استعداد بالقوة بالايي براي ايجاد انفجار دارد.

                نهايتاً بايد اطلاعات اولية مربوط به انفجار و آتش سوزي را به كليه كاركنان مجموعه آموزش داد و كاركنان توليد و تعميرات بايد آموزشهاي بهتر و دقيقتري ببينند. بايد دريچه هاي اضطراري با كانالهاي ويژه اي در كارخانه تعبيه گردد تا هنگام انفجار بصورت اتومات باز شده دوده ها و گازهاي ايجاد شده از محيط تخليه شوند.هدف از دريچه هاي فشار شكنِ مربوط به انفجار، باز شدن اتومات آنها هنگام ايجاد فشار زياد و تخليه گازها و گرد و خاك هاي تاشي از انفجار به يك محيط ايمن ميباشد تا از صدمة جدي به محيط جلوگيري نمايد.

                دريچه هاي فشار شكن بايد در يك فشار مشخص سريعاً باز شوند. اين دريچه ها بايد با سنسورهايي مرتبط باشند تا فعال شدن آنها را نشان دهند. حتي از يك دريچه و مجراي كوچك هم، طول جبهة آتش و انفجار ميتواند چند متر باشد.بنابراين اريچه هاي اضطراري بايد انفجار را با مقاومت كم به منطقة امن هدايت كنند.كانالهاي مربوط به دريچه هاي اضطراري تا آنجا كه ممكن است بايد كوتا و مستقيم باشد و از زانو و كانالهاي بلند بايد اجتناب كرد. خروجي كانالها نبايد پوشانده شوند و نبايد ضعيف شده ، صدمه ببينند و يا زنگ زده باشند.

                همچنين منبع و يا ديواره هاي ماشين و منطقه اي كه انفجار در آن ايجاد ميشود ، بايد به اندازة كافي مقاوم باشد تا مقدار فشار باقيمانده در خودشان را بعد از باز شدن دريچة اضطراري تحمل كنند .

 

بازبيني ، ارزيابي و تخمين ريسك :

 

                ارزيابي ريسك تكميل شده، تصوير واضحي از چگونگي حفاظت مجتمع و كارخانه را ارائه ميكند.بعد از ارزيابي،كسريها و مشكلات را مشخص كرده و آنها را برطرف كنيد. بعضي از آنها براحتي و با سرعت قابل برطرف كردن هستند. بعنوان مثال در بعضي از مواقع فقط با تغيير روش كار مشكل برطرف جواعد شد. در بعضي مواقع هم شما به سرمايه گذاري زيادي نياز از نظر مالي و زماني نياز داريد و عملاً يك چالش تكنيكي خواهيد داشت كه ممكن است حتي به يك مشاور حرفه اي نياز داشته باشيد.

                ارزيابي خطر و ريسك بايد بصورت برنامه ريزي شده و بصورت دائمي و عادي مورد بازبيني قرار گرفته و جزئي از سيستم مديريت شما باشد. همچنين اگر تغييراتي در مجتمع و يا فرآيند توليد انجام شده باشد بايد اين بازبيني انجام شود.

 

آمار انفجار در مجتمع هاي كشاورزي ، نگهداري غلات و آردسازي آمريكا در سالهاي بين 1996 الي 2005 ( منبع دانشگاه ايالت كانزاس )                              

   

جمع 10 سال

2005

2004

2003

2002

2001

2000

1999

1998

1997

1996

سال

106

13

6

8

8

9

8

7

18

16

13

تعداد

16

2

0

2

1

1

1

0

7

1

1

مرگ و مير

126

11

4

8

8

7

12

19

24

14

19

زخمي شده

8/162

2/56

7/2

1/10

1/5

3/5

2/8

4/4

8/29

4/11

6/29

تخريب ساختمانها و امكانات

 

 

                  

 

 

                 

 

 

 

                                                                                        

 

ذرت در صنعت

ذرت

 مشهورترين انواع ذرت عبارتند از:

1-    ذرت سفيد

2-    ذرت پلاتا ( ذرت سخت و شيشه‌اي )

3-    ذرت زرد ( ذرت نرم )

 

عموماً از ذرت ....

ادامه نوشته

اصلاح ضريب قدرت

خازنهای فشار ضعيف

   خازنها عامل جبران كننده توان راكتيو برای بارهای سلفی بوده و به عنوان عامل تصحيح كننده ضريب قدرت، عمل می كنند. توانی را كه مشتركان برق، مصرف می كنند متفاوت است، در نتيجه خصوصيات ضريب قدرت آنها نيز متفاوت است. انرژی راكتيو در شبكه ها توسط اندوكتانس خطوط انتقال، ترانسفورماتورها، مدارهای الكترومغناطيسی موتورها و ساير مصرف كنندها از قبيل لامپهای فلوئورسنت، يكسوسازها و سيستمهای الكترونيك، مصرف می شود كه اين موضوع، موجب كاهش ضريب قدرتPower factorشده و در نتيجه باعث كاهش انتقال انرژی اكتيو ميشود. با توليد قدرت كاپاسيتيو توسط خازنها، اثر مولفه های راكتيو كاهش و ضريب قدرت افزايش می يابد كه نتيجه آن برای مصرف كنندگان برق، صرفه جويی اقتصادی و برای شركتهای برق، ايجاد شرايط فنی مطلوبتر برای انتقال انرژی خواهد بود.

 

نحوه عملكرد خازن :

   استفاده از خازنها به عنوان توليدكننده بار راكتيو به منظور تنظيم و كنترل ولتاژ و جلوگيری از نواسانات قدرت در شبكه ها و تصحيح ضريب قدرت در مصرف كننده ها به علت ارزانی و سادگی سيستم آن، بسيار متداول است. در يك مصرف كننده الكتريكی غيراهمی بين ولتاژ و جريان، اختلاف فازی وجود دارد. جريانی كه مصرف كننده از شبكه می كشد دو جزو اكتيو Ip و راكتيو Iq دارد. حال اگر خازنی را به دو سر بار، متصل كنيم جريانی از شبكه می كشد كه در خلاف جهت جريان راكتيو بار است. لذا جريان راكتيوی كه از شبكه كشيده ميشود كاهش می یابد . در اين شرايط زاويه جديد بين جريان و ولتاژ تقليل مييابد. به عبارت ديگر در شرايط جديد، ضريب توان  cos φبزرگتر شده است. هر اندازه زاويه (φ) كوچكتر باشد متناسب با آن، قدرت اكتيو بيشتر و قدرت راكتيو كمتر خواهد شد.

مزايای استفاده از خازن :

   خازنهای مورد استفاده در شبكه های برق دارای اثرات مختلفی هستند كه از جمله ميتوان به اين موارد اشاره كرد:

ـ كاهش مولفه پس فاز جريان مدار

ـ تنظيم ولتاژ و ثابت نگهداشتن آن به منظور جلوگيري از وارد آمدن خسارت به دستگاهها

ـ كاهش تلفات سيستم (RxI2) به دليل كاهش جريان

ـ كاهش توان راكتيو در سيستم به دليل كاهش جريان

ـ بهبود ضريب توان شبكه

ـ به تعويق انداختن و يا به طور كلي حذف كردن هزينههاي لازم براي ايجاد تغييرات در سيستم

ـ افزايش درآمد ناشي از افزايش ولتاژ و جبران بار راكتيو


ساختمان و حفا ظت خازن :

   قسمت اكتيو خازن شامل دو ورقه نازك آلومينيوم جدا شده توسط لايه های كاغذ اشباع شده از روغن عايق و مايع های مصنوعی سنتتيك (Synthetic) مانند بنزيل است. گاه به جای كاغذ از موادی چون پليپرپيلن (Poly Propylene) نيز استفاده می كنند. اين ورقه ها چند دور لوله شده و يك واحد خازن را تشكيل می دهند، يا تعدادی از اين لايه ها روی يكديگر قرار داده شده و آنها را مجموعاً در داخل يك مخزن مملو از مايع عايق، جاسازی كرده و دو انتهای خازن از طريق مقره به محيط خارج هدايت می شود. برای حفاظت حرارتی بانكهای خازنی از بيمتال و رله های حرارتی كه به بوبين كنتاكتور خازنها فرمان قطع می دهند استفاده می شود. تنظيم اين رله ها در حد 43/1 برابر جريان نامی خازن است.
همچنين استفاده از فيوزهای HRC (High Rupture current) برای محافظت در مقابل اضافه جريان به عنوان مكمل حفاظت حرارتی متداول است. به منظور كاهش ولتاژ دو سرخازن پس از خارج شدن آنها از مدار از مقاومتهایی كه به ترمينالهای خازن، بسته شده است استفاده می كنند. توان اين مقاومتها متناسب با توان خازنها بين 30 تا 50 كيلو اهم است كه ميزان ولتاژ را در مدت سه دقيقه پس از قطع خازنها به ميزان كم خطر (پايينتر از 75 ولت) كاهش ميدهند. در حالتهای خاصی كه خازن مستقيماً به سيم پيچهای الكتروموتور وصل می شود نيازی به مقاومت تخليه نبوده و بايد تا توقف كامل موتور از تماس با قسمتهای برقدار خازن، اجتناب شود.


ملاحظات كلی در نصب خازنها :

   محل نصب خازنها در يك سيستم برقی به مشخصات بار، بستگی دارد. برای بارهای متمركز، خازنها در نزديكی مركز بار اما برای بارهای پراكنده، خازن در طول خط و مطابق با نياز نصب می شود. خازنها با بدنه فلزی، اتصال زمين شده و يا اينكه توسط سيم خنثی، زمين می شوند. در موقع نصب سيم زمين به بدنه خازن بايد توجه كرد كه محل اتصال، فاقد رنگ بوده و از طرفی زنگ خوردگی نيز نداشته باشد. به دمای خازنها در هنگام كار، توجه خاصی مبذول ميشود، چون اثر مهمی در عمر خازن دارد. به اين دليل در روی پلاك خازنها حداقل و حداكثر دمای مجاز كار خازن توسط سازندگان، حک ميشود. چيدمان خازنها بايد به ترتيبی باشد كه تلفات گرمایی آنها توسط جابه جایی طبيعی هوا (كنوكسيون) و طرق ديگر، تهويه شود. در اين خصوص بايد گردش هوا در اطراف هر واحد به راحتی امكانپذير باشد. به اين دليل در بدنه تابلوی خازنها، فضای مناسب برای امكان تبادل هوا با محيط بيرون تعبيه ميشود. اين مطلب خصوصاً برای واحدهایی كه در ستونهایی روی هم قرار گرفته اند، اهميت خاصی پيدا می كند. در مجموع توصيه می شود خازنها در مقابل تشعشع مستقيم خورشيد محافظت شوند. علاوه بر موارد فوق بهتر است خازنها در محلی نصب و مورد بهره برداری قرار گيرند كه دارای رطوبت زياد نباشد. همچنين هوای محيطهای صنعتی كه سبب خوردگی بدنه می شود از ساير عوامل مضر در طول عمر آنها محسوب می شود. كنتاكتورها مرتباً با قطع و وصل خود خازنها را به مدار، وارد و يا از مدار، خارج می كنند. لذا توصيه می شود از نوع مرغوب و با كيفيت، انتخاب و قدرت آنها حداقل 5/1 برابر قدرت خازنهای مربوط، باشد. خصوصاً سعی شود از كنتاكتورهایی استفاده شود كه دسترسی به قطعات يدكی آنها آسان باشد. هر اتصال (كنتاكت) نامطمئن در مدار خازن ممكن است باعث ايجاد جرقه های كوچكی شود كه به نوبه خود نوساناتی با فركانس بالا بوجود خواهد آورد كه اين مساله گاه خازنها را بيش از حد، گرم كرده و تحت تنش حرارتی قرار می دهد. از اين رو بازديد منظم و تعويض به موقع پلاتين كنتاكتورها توصيه می شود. در كل، بهتر است علاوه بر بازديدهای  معمول، بانك خازنی ، هر سه ماه يكبار توسط افراد با صلاحيت فنی مورد بازرسی و سرويس قرار گيرد.


 تعيين ضريب توان (cos φ)

روشهای تعيين ميزان ضريب توان عبارتند از:

الف ـ توسط دستگاه ضريب توانسنج: در اين حالت ضريب توان مستقيماً قابل خواندن است.

ب ـ با استفاده از مقدار مصرف ماهانه:  ضريب توان در اين روش با تقسيم توان راكتيو مصرفی به توان اكتيو مصرف شده در يك دوره كنتورخوانی، قابل محاسبه است.

ج ـ به كمك سنجش تعداد دور كنتورهاي اكتيو و راكتيو:  در اين روش تعداد دور كنتورها در يك زمان معين، شمارش شده و سپس با داشتن عدد ثابت كنتورها ( تعداد دور به ازای يک كيلووات ساعت يا يك كيلووار ساعت) ضريب توان متوسط محاسبه ميشود.

   برای دقت در اندازه گيری، آزمايش چندبار، تكرار و در نهايت حد وسط، محاسبه و ملاك عمل قرار ميگيرد.


محاسبه توان خازن :

   پس از مشخص شدن مقدار ضريب توان موجود، محاسبه خازن برای جبران توان راكتيو و اصلاح ضريب توان، انجام ميشود. معمولاً اين جبرانسازی برای ضريب قدرت بين 85/0 تا 95/0 انجام ميشود. از جبرانسازی ضريب قدرت بيش از 95/0 بايد اجتناب شود. زيرا در اين شرايط علاوه بر نياز به ميزان قابل ملاحظه ای از خازن برای تامين قدرت راكتيو، هاديها به دليل عبور جريان زياد راكتيو تحت تنش قرار گرفته و نيز ممكن است در شبكه مصرف كننده افزايش ولتاژ نامطلوبی ايجاد شود. روشهای متداول برای محاسبه توان خازن مورد نياز به اين شرح است:

الف ـ روش ضريب قدرت تصحيح شده: در اين روش با استفاده از جدول و به كمك فرمول f ×p = Φc توان خازن مورد نظر، محاسبه ميشود. مقدار cos Φ1 ضريب قدرت فعلی سيستم است كه قبلاً روش محاسبه آن ذكر شد وcosΦ2ضريب قدرت مورد انتظار است.

 : Φc توان خازن مورد نياز [KVAR]

P   : توان اكتيو مصرفكننده [KW]

f   : ضريب تبديل (كه از جدول به دست ميآيد)

ب - روش استفاده از نمودار:

در اين روش به كمك نمودار و با معلوم بودن توان اكتيو مصرف كننده و ضريب توان مورد انتظار، مقدار توان خازن مورد نياز مشخص می شود.

 

رگولاتور تصحيح ضريب قدرت :

   از آنجا كه هدف از نصب خازن، حذف بار راكتيو متغير مصرف كننده در هر شرايط است، برای كنترل آن از رگولاتور تصحيح ضريب قدرت استفاده می شود. رگولاتور، ترتيب به مدار آمدن و يا از مدار خارج شدن خازنها در يك بانك خازنی را تعيين كرده و متناسب با بار راكتيو مورد نياز، فرمان قطع و وصل به كنتاكتورها صادر می كند. از جمله نكات قابل توجه در رگولاتورها تنظيم مربوط به نسبت (C/K) است. مقدار (C/K) عبارت است از نسبت تبديل توان اولين پله خازن (C)به نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان (K) متصل به رگولاتور. لذا پس از مشخص شدن توان راكتيو مورد نياز بايد آن را به نسبت مصارفی كه در هر لحظه وارد مدار ميشود پله بندی و رگولاتور مناسب با اين مجموعه را انتخاب كرد . نحوه پله بندی خازنها در مشخصات فنی رگولاتورها ذكر ميشود و بطور عمومی به يكی از سه روش زير و متناسب با رفتار بار راكتيو مصرف كننده انتخاب ميشود:

(1):1:1:1

(2):1:2:2

(3):1:2:4:8

از مشخصه های مهم ديگر رگولاتورها مراحل عملكرد آنهاست. بعنوان نمونه در رگولاتور نوع 5/3 تعداد سه عدد خازن در پنج حالت مختلف ميتوانند در مدار گيرند.   بنابراين برای مقدار معينی از توان راكتيو خازنی، انتخابهای متنوعی می تواند صورت گيرد كه ميزان بار راكتيو كه در هر مرحله وارد مدارد ميشود و نيز نوع رگولاتور عامل موثر در طراحی بانكهای خازنی خواهد بود.